امام خمینی: پیام غدیر، ولایت و حکومت‏

امام خمینی
 مجموعه سخنرانی های معنوی تربیتی حضرت امام خمینی:
به همراه فایل صوتی 
پیام غدیر، ولایت و حکومت‏
 
امیدوارم ان شاءالله ، این عید مبارک به همه ملتهای مظلوم و بخصوص به ملت شریف ما مبارک باشد. خداوند ان شاءالله که با عنایات خاصه خود نظری به این ملت بزرگ که باید گفت پرچمدار اسلام در این عصر هستند، به اینها عنایت خاصی بفرماید و آنها را ازعنایات خاصه خود نصیب بزرگ عنایت بفرماید.
من درباره شخصیت حضرت امیر چه می توانم بگویم و کی چه می تواند بگوید. ابعادمختلفه ای که این شخصیت بزرگ دارد، به گفتگوی ماها و به سنجش بشری در نمی آید.کسی که انسان کامل است و مظهر جمیع اسما و صفات حق تعالی است ، ابعادش به حسب اسما حق تعالی باید هزار تا باشد و ما از عهده بیان حتی یکی اش نمی توانیم برآییم . این شخصیت که جامع تضاد است ، امور متضاده در او جمع است ، کسی نمی تواند در حول وحوش او سخن بگوید؛ از این جهت ، من در این موضوع بهتر می دانم که ساکت باشم .لکن مسئله ای را که بهتر است ما بگوییم ، انحرافاتی است که برای ملتها و خصوصا، برای شیعیان این حضرت پیش آمده است در طول تاریخ و دستهایی که این انحرافات را ازاول به وجود آورده اند و توطئه هایی که بوده است در طول تاریخ و اخیرا در این سالهای اخیر، سده های اخیر پیش آمده است ، آنها را عرض
صفحه : 112
کنم .
مسئله غدیر، مسئله ای نیست که بنفسه برای حضرت امیر یک مسئله ای پیش بیاورد،حضرت امیر مسئله غدیر را ایجاد کرده است . آن وجود شریف که منبع همه جهات بوده است ، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آن که ارزش دارد خود حضرت است که دنبال آن ارزش ، غدیر آمده است . خدای تبارک وتعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول الله کسی نیست که بتواند عدالت را به آن طوری که باید انجام بدهد، آن طوری که دلخواه است انجام بدهد مامور می کندرسول الله را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا درجامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن . نصب حضرت امیربه خلافت این طور نیست که از مقامات معنوی حضرت باشد؛ مقامات معنوی حضرت ومقامات جامع او این است که غدیر پیدا بشود. و اینکه در روایات ما و از آن زمان تا حالااین غدیر را آن قدر ازش تجلیل کرده اند، نه از باب اینکه حکومت یک مسئله ای است ،حکومت آن است که حضرت امیر به ابن عباس می گوید که "به قدر این کفش بی قیمت هم پیش من نیست "(1) آنکه هست اقامه عدل است . آن چیزی که حضرت امیر - سلام الله علیه - و اولاد او می توانستند در صورتی که فرصت بهشان بدهند، اقامه عدل را به آن طوری که خدای تبارک و تعالی رضا دارد انجام بدهند، اینها هستند، لکن فرصت نیافتند. زنده نگه داشتن این عید نه برای این است که چراغانی بشود و قصیده خوانی بشودو مداحی بشود، اینها خوب است ، اما مسئله این نیست . مسئله این است که به ما یاد بدهندکه چطور باید تبعیت کنیم ، به ما یاد بدهند که غدیر منحصر به آن زمان نیست ، غدیر درهمه اعصار باید باشد و روشی که حضرت امیر در این حکومت پیش گرفته است بایدروش ملتها و دست اندرکاران باشد. قضیه غدیر، قضیه جعل حکومت است ، این است که قابل نصب است و الا مقامات معنوی قابل نصب نیست یک چیزی نیست که با نصب آن
1- نهج البلاغه ، خطبه 33.
صفحه : 113
مقام پیدا بشود؛ لکن آن مقامات معنوی که بوده است و آن جامعیتی که برای آن بزرگواربوده است ، اسباب این شده است که او را به حکومت نصب کنند و لهذا، می بینیم که درعرض صوم و صلوه و امثال اینها می آورد و ولایت مجری اینهاست . ولایتی که درحدیث غدیر است به معنای حکومت است ، نه به معنای مقام معنوی . و حضرت امیر راهمان طوری که من راجع به قرآن عرض کردم که قرآن - در روایات است این - نازل شده است به منازل مختلف ، کلیاتش سبع و الی سبعین و الی زیادتر، تا حالا رسیده است به دست ماها به صورت یک مکتوب ، حضرت امیر هم این طور است ، رسول خدا هم این طور است . مراحل طی شده است ، تنزل پیدا کرده است . از وجود مطلق تنزل پیدا کرده است ، از وجود جامع تنزل پیدا کرده است و آمده است پایین تا رسیده است به عالم طبیعت ، در عالم طبیعت این وجود مقدس و آن وجود مقدس و اولیای بزرگ خدا.بنابراین ، اینکه حدیث غدیر را ما حساب کنیم که می خواهد یک معنویتی را برای حضرت امیر یا یک شانی برای حضرت امیر درست کند نیست . حضرت امیر است که غدیر را به وجود آورده است ، مقام شامخ اوست که اسباب این شده است که خدای تبارک و تعالی او را حاکم قرار بدهد.
حکومت عدل ، ضامن اجرای احکام اسلام
مسئله ، مسئله حکومت است ، مسئله ، مسئله سیاست است ، حکومت عدل (2) سیاست است ، تمام معنای سیاست است . خدای تبارک و تعالی این حکومت را و این سیاست راامر کرد که پیغمبر به حضرت امیر واگذار کنند، چنانچه خود رسول خدا سیاست داشت وحکومت بدون سیاست ممکن نیست . این سیاست و این حکومتی که عجین با سیاست است ، در روز عید غدیر برای حضرت امیر ثابت شد. اینکه در روایات هست که بنی الاسلام علی خمس (3) این ولایت ، ولایت کلی امامت نیست . آن امامتی که هیچ عملی
2- برابر، همان .
3- "اسلام بر پنج چیز بنا نهاده شده است ". اصول کافی ، ج 2، ص 18، باب دعائم الاسلام ، ح 1.
صفحه : 114
مقبول نیست ، قبول نمی شود، الا به اعتقاد به امامت ، این معنایش این حکومت نیست .خوب ، ما بسیاری از ائمه مان حکومت نداشتند. ما الان معتقدیم که حضرت امیر در یک برهه از زمان به حکومت رسید، حضرت امام حسن هم یک مدت بسیار بسیار کمی به حکومت رسید، باقی ائمه حکومت نداشتند. آنکه خدای تبارک و تعالی جعل کرد ودنبالش هم برای ائمه هدی جعل شده است ، حکومت است ؛ لکن نگذاشتند که این حکومت ثمر پیدا بکند. بنابراین ، حکومت را خدا جعل کرده است برای حضرت امیر- سلام الله علیه - این حکومت یعنی سیاست ، یعنی عجین با سیاست . از اعوجاجهایی که پیدا شده است مع الاسف ، این است که ، یعنی اعوجاج زیاد پیدا شده اما بزرگترینش این است که دستهایی از زمان سابق از زمان خلفای اموی و خلفای عباسی - علیهم لعنه الله -از آن زمان دستهایی پیدا شده است که بگویند که دین علی حده از مسائل است و سیاست علی حده از حکومت است . هرچه طرف پایین آمده است ، این قوت گرفته است تا وقتی بازیگرهای دنیا که دیدند باید دین را یک چیز تعبدی قرار داد. این بازیگرها آمدند واین طور کردند که ماها هم باورمان آمده بود که دین چکار دارد به سیاست ، سیاست مال امپراتورها. این معنایش این است که تخطئه کنیم خدا را و رسول خدا را و امیرالمومنین را، برای اینکه حکومت سیاست است ، حکومت که دعا خواندن نیست ، حکومت که نماز نیست ، حکومت روزه نیست . حکومت ، حکومت عدل ، اسباب این می شود که اینهااقامه بشود، اما خود حکومت یک دستگاه سیاسی است . آن که می گوید دین از سیاست جداست ، تکذیب خدا را کرده است ، تکذیب رسول خدا را کرده است ، تکذیب ائمه هدی را کرده است .
و اینکه این قدر صدای غدیر بلند شده است و این قدر برای غدیر ارج قائل شده اند- و ارج هم دارد - برای این است که با اقامه ولایت یعنی با رسیدن حکومت به دست صاحب حق ، همه این مسائل حل می شود، همه انحرافات از بین می رود. اگر حکومت عدل بپا شود، اگر گذاشته بودند که حضرت امیر - سلام الله علیه - حکومتی را که می خواهد بپا کند، تمام انحرافات از بین می رفت و محیط یک محیط صحیح و سالم
صفحه : 115
می شد که آن وقت مجال برای همه اشخاص که دارای افکار هستند، عرفا که دارای افکارهستند، حکما که دارای افکار هستند، فقها، همه برای آنها مجال هم پیدا بشود. از این جهت ، اسلام بنی علی خمس ، نه معنایش آن است که ولایت در عرض این است ، ولایت اصلش مسئله حکومت است ، حکومت هم این طوری است ، حکومت حتی از فروع هم نیست .
آن چیزی که برای ائمه ما قبل از غدیر و قبل از همه چیزها بوده است ، این یک مقامی است که مقام ولایت کلی است که آن امامت است که در روایت هست که الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا(4) وقتی قعد است که امام نیست . امام به معنای حکومت نیست ، آن یک امام دیگری است و آن مسئله دیگری است . آن مسئله ، مسئله ای است که اگر او را کسی قبول نداشته باشد اگر آن ولایت کلی را قبول نداشته باشد، اگر تمام نمازها را مطابق باهمین قواعد اسلامی شیعه هم بجا بیاورید باطل است ، این غیر حکومت است آن درعرض اینها نیست ، آن از اصول مذهب است ، آنی است که اعتقاد به او لازم است و ازاصول مذهب است . و انحرافی که پیدا شده است - علاوه بر همه انحرافات - همین انحراف است که ما باور کردیم که سیاست به ما چه ربط دارد. غدیر آمده است که بفماندکه سیاست به همه مربوط است ، در هر عصری باید حکومتی باشد با سیاست ، منتهاسیاست عادلانه که بتواند به واسطه آن سیاست اقامه صلوه کند، اقامه صوم کند، اقامه حج کند، اقامه همه معارف را بکند و راه را باز بگذارد برای اینکه صاحب افکار، یعنی آرام کند که صاحب افکار، افکارشان را با دلگرمی و با آرامش ارائه بدهند. بنابراین ، این طورنیست که ما خیال کنیم که ولایتی که در اینجا می گویند، آن امامت است و امامت هم درعرض فروع دین است ، نخیر؛ این ولایت عبارت از حکومت است ، حکومت مجری اینهاست ، در عرض هم به آن معنا نیست ، مجری این مسائل دیگر است . این انحرافات خیلی زیاد است ، نمی شود همه اش را احصا کرد.
4- "حسن و حسین ، هر دو امامند، چه قیام کنند و چه بنشینند". علل الشرایع ، ج 1، ص 211، باب 159، ح 2.
صفحه : 116
انحراف از سیره پیامبر و ائمه "ع " در سیر و سلوک
خیال کردند یک دسته زیادی که معنای عرفان عبارت از این است که انسان یک محلی پیدا بشود و یک ذکری بگوید و یک سری حرکت بدهد و یک رقصی بکند واینها، این معنی عرفان است ؟! مرتبه اعلای عرفان را امام علی - سلام الله علیه - داشته است و هیچ این چیزها نبوده در کار. خیال می کردند که کسی که عارف است باید دیگر بکلی کناره گیرد از همه چیز و برود کنار بنشیند و یک قدری ذکر بگوید و یک قدری تغنی بشود و یک قدری چه بکند و دکانداری . امیرالمومنین در عین حالی که اعرف خلق الله بعد از رسول الله در این امت ، اعرف خلق الله به حق تعالی بود مع ذلک ، نرفت کناربنشیند و هیچ کاری به هیچی نداشته باشد، هیچ وقت هم حلقه ذکر نداشت ، مشغول بود به کارهایش ، ولی آن هم بود. یا خیال می شود که کسی که اهل سلوک است ، اهل سلوک باید به مردم دیگر کار نداشته باشد، در شهر هر چه می خواهد بگذرد، من اهل سلوکم ،بروم یک گوشه ای بنشینم و ورد بگویم و سلوک به قول خودش پیدا کند. این سلوک درانبیا زیادتر از دیگران بوده است ، در اولیا زیادتر از دیگران بوده است ، لکن نرفتند توخانه شان بنشینند و بگویند که ما اهل سلوکیم و چکار داریم که به ملت چه می گذرد هر که هر کاری می خواهد بکند. اگر بنا باشد که اهل سلوک بروند کنار بنشینند، پس باید انبیا هم همین کار را بکنند و نکردند. موسی بن عمران اهل سلوک بود، ولی مع ذلک ، رفت سراغ فرعون و آن کارها را کرد، ابراهیم هم همین طور، رسول خدا هم که همه می دانیم . رسول خدایی که سالهای طولانی در سلوک بوده است ، وقتی که فرصت پیدا کرد، یک حکومت سیاسی ایجاد کرد برای اینکه ، عدالت ایجاد بشود. تبع ایجاد عدالت فرصت پیدا می شود برای اینکه هر کس هر چیزی دارد بیاورد. وقتی که آشفته است نمی توانند،در یک محیط آشفته نمی شود که اهل عرفان ، عرفانشان را عرضه کنند، اهل فلسفه ،فلسفه شان را، اهل فقه ، فقه شان را، لکن وقتی حکومت یک حکومت عدل الهی شد وعدالت را جاری کرد و نگذاشت که فرصت طلبها به مقاصد خودشان برسند، یک محیطآرام پیدا می شود، در این محیط آرام همه چیز پیدا می شود. بنابراین ، "ما نودی بشی
صفحه : 117
مثل ما نودی بالولایه " برای اینکه حکومت است . به هیچ چیز مثل این امر سیاسی دعوت نشده است و این امر سیاسی بوده است ، زمان پیغمبر بوده است ، زمان امیرالمومنین بوده است ، بعدها هم اگر یک فرصت پیدا می شد، آنها هم داشتند این معنا را. انحرافات زیادشده است . بعضی از اهل علم خودمان هم همین معانی را دارند: "لباس جندی حرام است ، لباس شهرت است ، به عدالت مضر است ". حضرت امیر عادل نبوده ؟! حضرت سید الشهدا هم عادل نبوده ؟! حضرت امام حسن هم عادل نبوده ؟! پیغمبر اکرم هم عادل نبوده ؟! برای اینکه لباس جندی داشتند! اینها را تزریق کردند به ما، به ما آن طور دستهای توطئه گر تزریق کردند که ماها هم باورمان آمده است . تو چکار داری به اینکه چه می گذرد! تو مشغول درست باش ! تو مشغول فقهت باش ! تو مشغول فلسفه ات باش ! تومشغول عرفانت باش ! چکار داری که چه می گذرد! در آن وقت ، اوایلی که این مسائل پیش آمد، یکی از رفقای ما که بسیار خوب بود، بسیار مرد صالحی بود و اهل کار هم بود،لکن من وقتی یک قضیه را صحبت کردم که در این قضیه ما باید تحقیق کنیم ، گفت به ماچکار دارد، حاصل امر سیاسی است به ما چکار دارد! این طور تزریق شده بود که یک مرد عالم روشنفکر متوجه به مسائل ، این طور می گوید که به ما چکار دارد. پیغمبر هم می گفت سیاست به ما چکار دارد؟ امیرالمومنین هم که حکومت داشت ، می گفت سیاست . . . حکومتی داشت برای ذکر گفتن و برای قرآن خواندن و برای نماز خواندن وهمین دیگر؟! حکومت بود، ولایت بود و تجهیز جیوش بود - عرض می کنم - حکومتهادر نصب کردن اینها بود، همه اش سیاست است اینها.
آنی که می گوید که آخوند چکار دارد به سیاست ، آنی که با آخوند خوب نیست ، این با اسلام بد است . می خواهد آخوند را کنار بگذارد - که می تواند یک کاری توی مردم انجام بدهد - و هر کاری دلشان می خواهد بکنند و لهذا، این طور شد. البته علمای ما درطول تاریخ این طور نبود که منعزل از سیاست باشند. مسئله مشروطیت یک مسئله سیاسی بود و بزرگان علمای ما درش دخالت داشتند، تاسیسش کردند. مسئله تحریم تنباکو یک مسئله سیاسی بود و میرزای شیرازی - رحمه الله - این معنا را انجام داد. در زمانهای اخیر
صفحه : 118
هم مدرس ، کاشانی ، اینها مردم سیاسی بودند و مشغول کار بودند، اما به قدری قدرت داشت این دست قوی توطئه گر که نمی شد از فکر حتی اهل علم محترم هم بیرون کرد به اینکه نه ، مسئله این طور نیست ، مسئله حکومت در زمان پیغمبر بوده و سیاست هم بوده در زمان امیرالمومنین بوده و سیاست هم بوده ، و اینکه همه نقل کرده اند و این قدر غدیررا بزرگ کرده اند، برای اینکه به ما بفهمانند، تعلیم بدهند به ما که این طوری باید باشد.
اشکالتراشی بعضی مقدسین در قضیه جنگ
ما الان مبتلای به جنگیم . یک دسته ای در همین قضیه هم دارند اشکالتراشی می کنند، نه یک اشخاصی باشند که حالا تاثیری داشته باشند، اما هستند. هستند اشخاصی که می گویند که بیایید صلح بکنیم ، بیایید یک سازشی بکنیم . ما از تاریخ باید این امور رایاد بگیریم ؛ به حضرت امیر تحمیل کردند، مقدسین تحمیل کردند، آنهایی که جبهه شان داغ داشت و اضر(5) مردم اند بر مسلمین ، آنها تحمیل کردند به حضرت امیر حکمیت را وتحمیل کردند آنکه حکم باید بشود، بعد که حضرت امیر با فشار اینها نتوانست ،می خواستند بکشندش اگر نکند؛ برای اینکه آنها [پیشنهاد] کرده بودند که چه باید چه بشود؛ "حکم قرار بدهید، قرآن است ، قرآن است این ". این ابتلا را حضرت امیر داشت ،الان نظیر او را ما داریم . اینکه می گویند، این ور و آن ور می افتند که بگذارید یک حکمیتی پیدا بشود، بیایند حکم ، حکم پیدا بشود که کارها را انجام بدهد، تشخیص بدهدکه کی چی است ، دنیا نمی داند که کی متجاوز است ؟! ما از آن قضیه باید عبرت بگیریم وزیر بار حکمیت [نرویم ]. ما در این هفت سالی که بوده است فهمیدیم که این حکمهاکی ها هستند و اینهایی که می خواهند صلح ایجاد کنند کی ها هستند. قصه امام حسن وقضیه صلح ، این هم صلح تحمیلی بود؛ برای اینکه امام حسن ، دوستان خودش ، یعنی آن اشخاص خائنی که دور او جمع شده بودند، او را جوری کردند که نتوانست خلافش بکند، صلح کرد؛ صلح تحمیلی بود. این صلحی هم که حالا به ما می خواهند بگویند، این
5- پرضررترین .
صفحه : 119
است . بعد از اینکه صلح کردند، به حسب روایت ، به حسب نقل ، معاویه به منبر رفت وگفت که تمام حرفهایی که گفتم ، من قرار دادم ، زیر پایم ؛ مثل پاره کردن این مردیکه آن قراردادها را. آن صلح تحمیلی که در عصر امام حسن واقع شد، آن حکمیت تحمیلی که در زمان امیرالمومنین واقع شد و هر دویش به دست اشخاص حیله گر درست شد، این مارا هدایت می کند به اینکه نه زیر بار صلح تحمیلی برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلی . ماباید خودمان به حسب رای خودمان ، به حسب رای ملتمان ، آن طوری که الان همه ملت دارند می گویند، ما باید این جنگ را ادامه بدهیم تا وقتی که ان شاءالله پیروزی حاصل بشود و نزدیک است ان شاءالله ، منتها اگر بخواهد ملت ما نزدیکتر بشود این پیروزی ، زیادنزدیک بشود - که به صلاح ملت ماست و به صلاح ملت عراق است و به صلاح منطقه است - باید مجهز بشود، باید در این برهه زمان به تمام معنا مجهز بشود برای جبهه ها.
آقایان گفتند که در بسیاری از جاها در کشور یک چیزهایی هست که ابزاری است برای جهاد سازندگی ، برای جبهه ، و زیادی است آنجا. من عرض می کنم که اگر یک ابزاری در یک جایی زیادی است و تشخیص دادند فرمانداران ، استانداران و ائمه جمعه تشخیص دادند که این در اینجا دیگر اضافه است ، زیادی است ، لازم نیست اینجا، لازم است که برای جبهه برود. اگر بخواهید که کشورتان آباد بشود، کشورتان اسلامی بشود وزود بشود، طولانی نشود، باید مجهز بشوید و با همه قوا مجهز بشوید تا اینکه کلک این مرد را بکنید. در آن اوایل گفته شد به اینکه سیلی خواهد خورد صدام ، صدام سیلی راخورده ، الان گیج است ، الان نمی داند چه می کند. واقعا نمی داند الان چه می کند، از یک طرف اشتلم می کند، از یک طرف التماس می کند، از یک طرف گدایی می کند، این الان در حال گیجی است . و من خوف این را دارم که اگر این دیوانه بشود، بیشتر از این که الان هست اگر به واسطه شکست دیوانه بشود، به کشور عراق یک طور صدماتی وارد کند،بگوید حالا که من غرق شدم ، بگذار همه غرق بشوند، یک همچو موجودی است این .من خوف این را دارم که به اعتاب عالیات هم این تجاوز کند و خداوند ان شاءالله ، مهلتش ندهد. باید کاری کرد که یک سیلی دیگری بخورد و برود سراغ کارش ، یا خودکشی کند
صفحه : 120
یا فرار کند از اینجا به یک جای دیگری و برود دنبال کارهایی که هست .
ایجاد انحرافات و غفلت بعد از غدیر خم
در هر صورت انحرافاتی که بعد از غدیر خم پیدا شد و ماها هم غفلت کردیم - همه نه - بسیاری از ماها، اکثریت شاید غفلت کردند و ما را کناره گیر کردند، نگذاشتند که در امورمسلمین دخالت بکنیم ، اسباب این گرفتاریهایی شده است که الان در سرتاسر کشورهای اسلامی داریم می بینیم ، در همه جا این مسائل هست . باور کردند علمای اهل سنت به اینکه اطاعت از هر قلدری باید کرد، این هم به دست اشخاص قلدر پیدا شده است .امکان دارد یک همچو چیزی که پیغمبر اسلام احکام بفرستد و بگوید از آتاتورک که احکام ما را محو می کند اطاعت کنید؟! این را کدام عقل می پذیرد؟ پیغمبر اسلام احکام بفرستد، خدای تبارک و تعالی احکام بفرستد بگوید که نماز بخوانید، بعدش هم بگویداطاعت کنید از آتاتورک که می گوید نماز نخوانید! از کدام بشنویم ، از خدا یا ازآتاتورک ؟! این را چه عقلی باور می کند؟ آن اولوالامری که در قرآن وارد شده است ،واضح است که کسی است که تلو(6) رسول خداست ، الله هست ، رسول خدا هست اولوالامر، او باید یک همچو صفاتی داشته باشد. معقول نیست که خدای تبارک و تعالی مردم را وادار کند که از رضاخان که همه جهات شرعی و اسلامی را کنار می گذاشت ، شمااطاعت کنید؛ دین بفرستد بعد بگوید از کسی که لادین است اطاعت کنید؛ یعنی ، شما هم لادین بشوید، می شود این ؟! این انحرافاتی است که پیدا شده است و مع الاسف ، دستهای قوی ای این انحرافات را ایجاد کردند و ما و دیگران در حال غفلت هستیم . از انحرافات زیادی که دستهای قوی دشمنهای اسلام دست در آن داشتند، همین اختلافاتی است که بین طوایف مختلف هست ؛ اختلاف سنی و شیعه ، البته سنی و شیعه در بسیاری از عقایدمختلف اند، باید هم باشند. من نمی گویم باید باشند ولی خوب هستند دیگر، آزادند. امااین اسباب این بشود که ما کارشکنی کنیم که نبادا یک وقتی یک کشوری مسلط بشود و
6- دنبال .
صفحه : 121
امریکا را بیرون کند، کارشکنی کنیم که نبادا یک وقتی بتوانیم یک نفری که دارد اسلام رابه هم می زند، دارد یک کشوری را از بین می برد، ما بخواهیم او را از بین ببریم ، کارشکنی کنیم . بعض آخوندها، آخوندهای درباری ، کتاب نوشتند در همین زمان در مکه منتشر کردند؛ باز کتاب تفرقه . اینها نمی دانم چه فکر می کنند، جز این است که اینها نوکرامریکا یا بعض بلاد دیگر هستند که اینها را وادار به این می کنند که یک همچو مسائلی رابگویند و تفرقه ایجاد کنند؟ در بین خود ما هم خوب ، تفرقه هایی هست ؛ این شیخی است و آن صوفی است و آن اخباری است و آن اصولی است . و عقاید مختلف اسباب اختلافات خارجی چرا بشود؟ چرا در این امری که همه مشترک هستیم با هم نباشیم ؟اینها جوری است که یک تربیتی پیدا شده است به دست این توطئه گرها که از جوانی ، ازبچگی ما را تربیت کردند به این طور که شماها باید یک طوری کنید که دیگران نباشند،آنها هم یک جور دیگری شما نباشید، همه با هم مختلف ، از این اختلاف نتیجه اش راآنها می برند، عقل چه اقتضا می کند!
من از خدای تبارک و تعالی عاجزانه استدعا می کنم که این جمهوری اسلامی راقدرت عنایت کند و اسلام را در همه جا تقویت کند و مسائل اسلامی را در همه جا تقویت کند، و افکار مختلفی که در این امور هست ، خدای تبارک و تعالی این افکار را برگرداندبه یک فکر صحیح ، به یک فکر اسلامی ، به یک فکری که باید مشی کرد به آن طوری که باید اداره کرد یک کشور اسلامی را.
والسلام علیکم و رحمه الله
 
تاریخ سخنرانی: 1366/06/02
مدت: 38 دقیقه

دانلود

 

چاپ